اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
211
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كشور منتشر ساخت و به اطراف كشور نوشت . چون بهرام درگذشت پادشاه ترك نزد » كرديه « زن بهرام و ياران او كس فرستاد و آنها را از تاثر شديد خود و كشتن هر كسى كه در خون بهرام شركت داشته است آگاه ساخت . برادر خود » نطرا « را نيز نزد آنها فرستاد و به زن بهرام كرديه نوشت كه خاقان به دو علاقه مند است و مىفرمايد كه با برادرش » نطرا « ازدواج نمايد . كرديه زن بهرام با [ لشكر ] برادرش [ 1 ] و ياران و همراهان خويش رهسپار كشور ايران شد ، » نطرا « برادر خاقان از پى او رسيد ، كرديه با لباس جنگ بسوى او بيرون شد و گفت ازدواج نخواهد كرد مگر با كسى كه در مردانگى و نيرومندى مانند بهرام باشد ، بيا تا با هم نبرد كنيم ، » نطرا « برادر خاقان بميدان نبرد آمد و » كرديه « او را كشت و راه خود را در پيش گرفت . خسرو بر خالوى خود » بندى « براى آنچه با پدرش كرده بود خشم گرفته چشمان او را كور كرده ، دو پاى او را بريده و او را زنده بدار زده بود ، چون بسطام از كردار خسرو با برادرش آگاه شد ، خسرو را خلع كرد و به رى رفت و لشكر فراهم ساخت ، آنجا خبر يافت كه كرديه خواهر و زن بهرام از كشور تركستان بازمىگردد ، بسطام باستقبال او و يارانش شتافت و كسرى را نكوهش كرده از بىوفايى و نابكاريش سخن گفت آنگاه از او خواست تا با ياران خود نزد بسطام بماند و به ازدواج او در آيد . كرديه چنين كرد و نامه اى به برادرش » كردى « نوشت و ضمن شرح سرگذشت خود از او خواست تا براى خواهر خود و همراهانش از خسرو امانى بگيرد . [ خسرو نيز ] از آمدن كرديه با لشكر بهرام به رى و ازدواجش با بسطام
--> [ 1 ] اما وهرام چوبين خواهر خود گرديگ ( گرديه ) را گرفت ( ايران در زمان ساسانيان ص 348 ) .